لغات بیرجندی
پست امروزم درباره يك سري لغات بيرجندي و برگردان فارسي اونه، كه انشاءالله از اين به بعد كم كم در قالب اين موضوع هم اطلاعات بيشتري ميزارم و بقيه لغات بيرجندي رو هم به مرور تو بيرجندستان قرار ميدم. شما هم اگه لغت بيرجندي خاصي مد نظرتون هست و يا با لغاتي آشنا هستين مي تونيد براي من كامنت بزارين تا از لغات شما استفاده بشه و بيشتر شناخته بشه ...
اَتشونی شب نشینی
اَجید(حَجید) سرحال ، شاداب
اَخُوگَرْدْ عجله کن
اَریک لثه
اِسْپِلُونَکْ سوت زدن
اِسْکَلْ سوخته شده،زغال
اِشْتُوْ عجله
اَفتُو آفتاب
اَلَخُ بَلَخُ بلاتکلیف
اَلِده درگیر کردن
اَلّو حرف ندای تعجب
اَلوبُخَرا آلو سیاه خشک شده
اِنْدِر ناتنی
اِنْگِزْ تلنگر، حرکت
منبع: وبلاگ بیرجند شهر فرهنگ -آقای توفیقی نیا
باسلام و تشکر ازاین که این وبلاگ را برای خواندن انتخاب نموده اید.