معنی چند اصطلاح در لهجه ی ماهوسکی

به صورت موضوعی  و اسامی برخی مکان ها:

درو و درو کردن:

مُش وَرَه: مقداری بوته گندم که هنگام درو در دست دروگر می باشد.

 

قودَه : بسته ای از گندم درو شده که به وسیله ی یک بوته ی گندم بسته می شود تا جابه جایی آن ها راحت تر باشد.

 

قودَه بَند: چند بوته ی گندم که به هم گره داده می شود، تاگندم های درو شده را قوده کنند.

 

بَری : یک بار گندم که معمولاً شامل 12 تا 16 قوده می باشد؛ و بر پشت الاغ حمل می شود.

 

رِستوُ : یک باند از زمین دیم ،که دروگران باهم آن را درو می کنند.

 

لِنگ : نصف یک بار گندم یا هر بار الاغ

 

پَی درو: زمین درو شده که به دلیل داشتن علف و بقایای گندم برای چرای گوسفندان مناسب است.

 

کشت :

کِشت: کاشت

 

تُخ : بذر

 

تُخ گَری: بذر پاشی

 

گَو رونی: شخم زدن زمین زراعی با دو الاغ یا دو گاو

 

گَو اَرْزَدَه : شروع شخم زدن زمین

 

گَو اَکُنی: باز کردن حیوانات از شخم زدن و پایان شخم زدن زمین

 

شِیار گَری:شخم زدن زمین در فصل آیش

 

زمین شیار: زمینی که در فصل آیش می باشد.

 

اَش :  یا آیش، برای فصل آیش به کار می رود؛ مانند: اَش گندم

 

جِق: وسیله ای چوبی که بر دوش دو حیوان گذاشته می شود و اَساک به آن بسته می شود.

 

روجَه: وسیله ای  Uشکل از جنس چرم یا پلاستیک که برای اتصال جِق با اَساک می باشد.

 

اَساک: وسیله ی اصلی شخم زدن با حیوانات که از چوب می باشد.

 

پَی رِسْمو: قسمتی در زیر اَساک که آهن شخم  روی آن سوار می شود.

 

دِسْپِنج: تیرکی چوبی دسته داری که در انتهای آساک وصل می شود ؛ و برای نگهداشتن و هدایت آن لازم است.

 

اَلقِرْ: حلقه ای فلزی که پی رسمو و آساک را به هم وصل می کند.

 

گاز: تکه چوبی مثلثی شکل ، که از یک طرف نازک تر می باشد و بین اَساک و

 پَی رسمو قرار می گیرد تا آن را محکم نگه دارد.

 

کُم: تکه ای پارچه که بین گاز و اَساک قرار می گیرد.

 

کَشَه:  شیاری کم عمق که توسط گاوآهن روی زمین زده می شود.

 

مَلَه: وسیله ای چوبی و پهن با قاعده ای صاف که برای هموار کردن زمین پس از شخم زدن مورد استفاده قرار می گیرد.

 

مَلَه گَری : صاف کردن زمین با مَلَه( دیم و آبی)

 

پَلِزْ: زمینی که در آن خربزه و هندوانه کاشته اند.

 

پَلِز کَری: کاشتن پَلِز

 

گَبَه: سوراخی در خاک برای کاشتن بذر خربزه و هندوانه ؛ که به صورت ردیفی هم می باشد.

 

زرشک :

زِرِشک چِنی: برداشت محصول زرشک

 

شالِ زرشکی : پارچه یا گونی بزرگ که در موقع زرشک چینی زیر درخت پهن می کنند.

 

قَدِیفَه: پارچه ای چهار گوش برای حمل زرشک یا علف و ...

 

شاخ بُر: شیوه ای از زرشک چینی که شاخه های درخت را با قیچی می برند. زرشک حاصل از این روش را زرشک پفکی می نامند.

 

زرشک رویی : شیوه ای در زرشک چیدن که دانه های آن را با چوب می تکانند.

 

خُولَه: مجموع چند دانه زرشک که مانند انگور به یک ساقه متصل می باشند.

 

تَرْکَه: شاخه های نازک درخت

 

 دام ها:

بَرَه: گوسفند شیرخوار و زیر یکسال

 

شیشَکْ: بره ی نر یکساله

 

چَری: بره ی نر یک تا دو سال

 

بَخْتَه: بره ی نر بزرگتر از دوسال؛ که معمولاً برای گوشت و روغن پروار می کنند.

 

قوچ: گوسفند نری که برای جفت گیری وارد گله می کنند.

 

تُقُلی:بره ی ماده یکساله

 

گُروشَه: بره ی ماده دوساله

 

مِش: گوسفند ماده بزرگ که زایش می کند.

 

مِش بِزَیده: میش زاییده است.

 

مِشو: جمع مِش(- میش ها)

 

بُزغَلَه:بزغاله

 

شیرمو:بزغاله ماده یکساله

 

گیسََّه : بزغاله ماده یک تا دو ساله

 

بَُز: بز

 

چَبُشْ: بزغاله نر یکساله

 

چَری:بزغاله نر یک تا دو ساله

 

تَکّه:بُز نری که برای جفت گیری وارد گله می کنند.

 

خَلومَه: بره و بزغاله های کوچک

 

رَمَه: گله ی گوسفندان

 

گُمارِ رَمَه: نوبت هر فرد برای بردن گوسفندان به صحرا( معمولاً به ازای هر 2 یا 4 یا 5 گوسفند یک روز )

 

بَر گُمار: فردی که باکمک چوپان گله را به صحرا می برد.

 

پَی گُمارْ: کسی که روز بعد نوبت گله از اوست.

 

لَبَه تَزی: اوایل فصل بهار که گله برای خوردن علف های سبز زیاد می دوند.

 

زمین های کشاورزی و آبیاری:

کِشْمو: مزرعه – زمین های آبی متعلق به یک قنات

 

خِد: قطعات کوچکی از زمین آبی

 

چاک: قطعات کوچکی از یک خِد ، که برای آبیاری بهتر وراحت تر ایجاد می شوند.

 

چَعْرَه: مسیر نسبتاً گودی در زمین که آب از آن عبور می کند.( درختان و برخی بوته ها را درکنار آن ها می کارند)

 

اَوْشال: زمینی در مجاورت زمین های دیم که قابل آبیاری می باشد، ولی معمولاً به صورت دیم کاشته می شود.

 

پَلَه: برآمدگی بین دو چَعره ، که خاک آن شل و نرم تر می باشد.

 

جُو : مسیر انتقال آب بین استخر و زمین ها ( خاکی یا سیمانی)

 

اِسْتَخْ: یا استخر که آب قنات در آن ذخیره می شود.

 

وَرْقْ: محل اتصال جوی آب به زمین ، که زمین از طریق آن آبیاری می شود.

 

گَرْ: محل خروج آب از استخر

 

کُلِ گَرْ: سوراخی در گَر که آب از آنجا خارج می شود.

 

اَودَری: آبیاری کردن

 

اَو گُدار: زمان مناسب برای باز کردن آب استخر، که در هر قنات متفاوت می باشد.

 

اَوبَند: زمان بستن آب استخر برای نفر بعدی( معمولاً همزمان با طلوع خورشید یا غروب خورشید)

 

تَعْغَه: یک روز آب در حدود 12 ساعت ، که در هر فصلی متفاوت می باشد.

 

دِنْگْ:  یا دانگ ؛یک ششم یک روزآب( یک ششم تَغَه)

 

فِنْجو: فنجان ؛ کوچکترین واحد تقسیمات آب یک قنات معادل 12 دقیقه

 

منزل:

سِرا:منزل

 

بَلابو: بالا خانه( طبقه دوم)

 

زِربو: طبقه ی زیرین

 

نِّکّو: شیاری کوچک در اطراف گنبد که برای هدایت آب ایجاد می شود.

 

نَعْدَو: ناودان

 

رَبو: راه پشت بام

 

صیفَه: ایوان بزرگی در روستا که رو به جنوب می باشد و در ندارد. خانه ها در اطراف این ایوان قرار دارند.

بَنَدو: خانه ی انباری در انتهای خانه ی نشیمن

 

بَرف اِنْداز: قسمت بیرونی دیوار منزل که برف های پشت بام را انجا می ریزند.

 

دَریچَه: پنجره ی کوچکی در خانه های نشیمن یا آغل دام ها

 

کَعْدو: انبار کاه

 

پِشَعْبَه: محل کوچکی در دیوار خانه برای انبار کردن گندم و...

 

مَدْبَخْ: مطبخ ( محل تنور که درآنجا نان می پزند)

 

تَخْ بو: پشت بامی که به صورت مسطح می باشد.

 

کَنْدیک: خمره های بزرگی که از گل ساخته می شوند و در آن ها گندم ،جو و سایر محصولات را انبار می کنند.

 

مُسْتَراب: مستراح( دستشویی)

 

کُرسی: یک وسیله ی کوچک با چهار دهانه از جنس چوب ، که در زمستان بوسیله ی ذغال یا برق گرم می شود .

 

رَف: محلی هموار و مرتفع برای گذاشتن برخی وسایل در دیوار خانه

 

پَی بو: پشت دیوار منزل

 

تَ سِرا: وسط حیاط منزل

 

کُنْجِ خونه: گوشه ی خانه

 

دَرْطاق: محلی در دیوار خانه  شبیه کمد دیواری ،برای گذاشتن رختخواب ها

 

 معرفی چند منطقه در خارج از روستا :

این مناطق شامل کوه و تپه و دره و .... هستند، که به صورت زمین آبی و دیم یا مرتع مورد استفاده ی اهالی بوده و یا اکنون هستند.

 

تَگْ ها:

تَگِ لیچی- تَگ آغالِ باقی- تَگ سَوز- تَگْ سَوزکویی – تَگْ مزارِ بلوچ- تَگْ چِت- تَگْ

 

اِسْپَورگ- تگ چاه- تگ رَزْگَه –تگ خدیجه- تگ صَفَر- تگ رَا آسی- تگ شیار- تگ جَهل-

 

تگ سِلْطَعْ لی-تگ بَریک – تگ خیمه دل آبادی- تگ شَمْشِیری- تگ کَلَّه ی خَر-

 

تگ پَلِزی- تگ کَلْ کَلی- تَگ آغال مِیْبَلی- تگ سَنْگَو- تگ دَرْزِیو- تگ گَنْجینه-

 

 تگ پایْ گُدار کَلْغَری- تگ کَلْغَری- تگ گَزِنْجوک- تگ نَخودی- شاه تَگ

 

مناطق دیگر:

تنگل پِشْکوه- پَ بَغَل –سَرْتَخت- آغال گَنْدو- پَی گُدارْ مُروچ- پِشْ غالِ مرغ- کَفتَرو- چِنْگِ

 

تِزْ- قلة ی اَلْدِنْگی- قله ی بَدی- آغال قُباد- قله ی نقشه پُشْتَه- کوه سِلْطَع سَه-

 

کَمَرْ رِبِ ده- کوه غُلابِر خونه- پِیزَیِ اَوشَرْ- کوه اِسْپَورْگ- سَرْ گُدار- کَع َظَه- پَیْ لی-

 

 نِسّْوی بَند- سی لَخی- سَرْ پَلْ گینوگ-  کوه گینوگ- پای گُدارْ گینوگ- پَیین تَگ

 

گینوک- حُسین آباد- بَع لای شورَوک- پَی چِرِخْ- زِرْ خَرْمَنو- باغِ مَهوَش- نِچِه َِری- پیزَیِ

 

قَبْرِسْتو-پیزَیِ سَرْپَلْ- پَیْ سِرایِ عید محمد- کُنجِ باغِ نیم کوش- سَر پَلْ نیم کوش-

 

طورمونِ تَه-گُدارِ طورمو- پی زَیِ کوه-پُشْتِ اَویِ ماهوسک بَلا- بَغچَه – پِیلَو- پَیْ پیلَو-

 

گُدارِ نَقَنْجی- گُدارِ چَشمه- پی زَیِ سُرخ- تَنگَل ماهوسک بالا

 

منتظر نظرات اصلاحی شما و ارسال سایر واژه ها هستم.