خوشا بيرجند ووضع دلپسندش

 

خوشا بيرجند ووضع دلپسندش

خداوندا نگهدار از گزندش

نسيم باغران، عنبر شميم است

مگر با مشك تر مى‏پرورندش

كمال وعقل و هوش و فضل ودانش

بخواه ازمردمان ارجمندش

بيا جو بوى حكمت از نزارى

كه خواهى جست درخاك بلندش

هر آن صاحبدلى كايد بدين شهر

به خوبى دلبران دل مى‏برندش

ز خوبان اروپا هر كه دم زد

به مژگان تير باران مى‏كنندش

دل و جانم به يغما دلبرى برد

به چشم مست و لعل نوشخندش

نمودى صيد، آهوى دلم را

بدام زلف و گيسوى كمندش

سمرقند و بدخشان و بخارا

همه بخشم بدان لعل چو قندش

اگر روزى به‏شكّر خنده‏اى يار

به‏دست آرد دل اين مستمندش

بلى شيخ ضياء اين همت آموخت

ز شعر حافظ و اندرز و پندش

 

                 ( شیخ محمدحسین آیتی )