معنی چند اصطلاح در لهجه ی ماهوسکی

معنی چند اصطلاح در لهجه ی ماهوسکی

به صورت موضوعی  و اسامی برخی مکان ها:

درو و درو کردن:

مُش وَرَه: مقداری بوته گندم که هنگام درو در دست دروگر می باشد.

 

قودَه : بسته ای از گندم درو شده که به وسیله ی یک بوته ی گندم بسته می شود تا جابه جایی آن ها راحت تر باشد.

 

قودَه بَند: چند بوته ی گندم که به هم گره داده می شود، تاگندم های درو شده را قوده کنند.

 

بَری : یک بار گندم که معمولاً شامل 12 تا 16 قوده می باشد؛ و بر پشت الاغ حمل می شود.

 

رِستوُ : یک باند از زمین دیم ،که دروگران باهم آن را درو می کنند.

 

لِنگ : نصف یک بار گندم یا هر بار الاغ

 

پَی درو: زمین درو شده که به دلیل داشتن علف و بقایای گندم برای چرای گوسفندان مناسب است.

 

کشت :

کِشت: کاشت

 

تُخ : بذر

 

تُخ گَری: بذر پاشی

 

گَو رونی: شخم زدن زمین زراعی با دو الاغ یا دو گاو

 

گَو اَرْزَدَه : شروع شخم زدن زمین

 

گَو اَکُنی: باز کردن حیوانات از شخم زدن و پایان شخم زدن زمین

 

شِیار گَری:شخم زدن زمین در فصل آیش

 

زمین شیار: زمینی که در فصل آیش می باشد.

 

اَش :  یا آیش، برای فصل آیش به کار می رود؛ مانند: اَش گندم

 

جِق: وسیله ای چوبی که بر دوش دو حیوان گذاشته می شود و اَساک به آن بسته می شود.

 

روجَه: وسیله ای  Uشکل از جنس چرم یا پلاستیک که برای اتصال جِق با اَساک می باشد.

 

اَساک: وسیله ی اصلی شخم زدن با حیوانات که از چوب می باشد.

 

پَی رِسْمو: قسمتی در زیر اَساک که آهن شخم  روی آن سوار می شود.

 

دِسْپِنج: تیرکی چوبی دسته داری که در انتهای آساک وصل می شود ؛ و برای نگهداشتن و هدایت آن لازم است.

 

اَلقِرْ: حلقه ای فلزی که پی رسمو و آساک را به هم وصل می کند.

 

گاز: تکه چوبی مثلثی شکل ، که از یک طرف نازک تر می باشد و بین اَساک و

 پَی رسمو قرار می گیرد تا آن را محکم نگه دارد.

 

کُم: تکه ای پارچه که بین گاز و اَساک قرار می گیرد.

 

کَشَه:  شیاری کم عمق که توسط گاوآهن روی زمین زده می شود.

 

مَلَه: وسیله ای چوبی و پهن با قاعده ای صاف که برای هموار کردن زمین پس از شخم زدن مورد استفاده قرار می گیرد.

 

مَلَه گَری : صاف کردن زمین با مَلَه( دیم و آبی)

 

پَلِزْ: زمینی که در آن خربزه و هندوانه کاشته اند.

 

پَلِز کَری: کاشتن پَلِز

 

گَبَه: سوراخی در خاک برای کاشتن بذر خربزه و هندوانه ؛ که به صورت ردیفی هم می باشد.

 

زرشک :

زِرِشک چِنی: برداشت محصول زرشک

 

شالِ زرشکی : پارچه یا گونی بزرگ که در موقع زرشک چینی زیر درخت پهن می کنند.

 

قَدِیفَه: پارچه ای چهار گوش برای حمل زرشک یا علف و ...

 

شاخ بُر: شیوه ای از زرشک چینی که شاخه های درخت را با قیچی می برند. زرشک حاصل از این روش را زرشک پفکی می نامند.

 

زرشک رویی : شیوه ای در زرشک چیدن که دانه های آن را با چوب می تکانند.

 

خُولَه: مجموع چند دانه زرشک که مانند انگور به یک ساقه متصل می باشند.

 

تَرْکَه: شاخه های نازک درخت

 

 دام ها:

بَرَه: گوسفند شیرخوار و زیر یکسال

 

شیشَکْ: بره ی نر یکساله

 

چَری: بره ی نر یک تا دو سال

 

بَخْتَه: بره ی نر بزرگتر از دوسال؛ که معمولاً برای گوشت و روغن پروار می کنند.

 

قوچ: گوسفند نری که برای جفت گیری وارد گله می کنند.

 

تُقُلی:بره ی ماده یکساله

 

گُروشَه: بره ی ماده دوساله

 

مِش: گوسفند ماده بزرگ که زایش می کند.

 

مِش بِزَیده: میش زاییده است.

 

مِشو: جمع مِش(- میش ها)

 

بُزغَلَه:بزغاله

 

شیرمو:بزغاله ماده یکساله

 

گیسََّه : بزغاله ماده یک تا دو ساله

 

بَُز: بز

 

چَبُشْ: بزغاله نر یکساله

 

چَری:بزغاله نر یک تا دو ساله

 

تَکّه:بُز نری که برای جفت گیری وارد گله می کنند.

 

خَلومَه: بره و بزغاله های کوچک

 

رَمَه: گله ی گوسفندان

 

گُمارِ رَمَه: نوبت هر فرد برای بردن گوسفندان به صحرا( معمولاً به ازای هر 2 یا 4 یا 5 گوسفند یک روز )

 

بَر گُمار: فردی که باکمک چوپان گله را به صحرا می برد.

 

پَی گُمارْ: کسی که روز بعد نوبت گله از اوست.

 

لَبَه تَزی: اوایل فصل بهار که گله برای خوردن علف های سبز زیاد می دوند.

 

زمین های کشاورزی و آبیاری:

کِشْمو: مزرعه – زمین های آبی متعلق به یک قنات

 

خِد: قطعات کوچکی از زمین آبی

 

چاک: قطعات کوچکی از یک خِد ، که برای آبیاری بهتر وراحت تر ایجاد می شوند.

 

چَعْرَه: مسیر نسبتاً گودی در زمین که آب از آن عبور می کند.( درختان و برخی بوته ها را درکنار آن ها می کارند)

 

اَوْشال: زمینی در مجاورت زمین های دیم که قابل آبیاری می باشد، ولی معمولاً به صورت دیم کاشته می شود.

 

پَلَه: برآمدگی بین دو چَعره ، که خاک آن شل و نرم تر می باشد.

 

جُو : مسیر انتقال آب بین استخر و زمین ها ( خاکی یا سیمانی)

 

اِسْتَخْ: یا استخر که آب قنات در آن ذخیره می شود.

 

وَرْقْ: محل اتصال جوی آب به زمین ، که زمین از طریق آن آبیاری می شود.

 

گَرْ: محل خروج آب از استخر

 

کُلِ گَرْ: سوراخی در گَر که آب از آنجا خارج می شود.

 

اَودَری: آبیاری کردن

 

اَو گُدار: زمان مناسب برای باز کردن آب استخر، که در هر قنات متفاوت می باشد.

 

اَوبَند: زمان بستن آب استخر برای نفر بعدی( معمولاً همزمان با طلوع خورشید یا غروب خورشید)

 

تَعْغَه: یک روز آب در حدود 12 ساعت ، که در هر فصلی متفاوت می باشد.

 

دِنْگْ:  یا دانگ ؛یک ششم یک روزآب( یک ششم تَغَه)

 

فِنْجو: فنجان ؛ کوچکترین واحد تقسیمات آب یک قنات معادل 12 دقیقه

 

منزل:

سِرا:منزل

 

بَلابو: بالا خانه( طبقه دوم)

 

زِربو: طبقه ی زیرین

 

نِّکّو: شیاری کوچک در اطراف گنبد که برای هدایت آب ایجاد می شود.

 

نَعْدَو: ناودان

 

رَبو: راه پشت بام

 

صیفَه: ایوان بزرگی در روستا که رو به جنوب می باشد و در ندارد. خانه ها در اطراف این ایوان قرار دارند.

بَنَدو: خانه ی انباری در انتهای خانه ی نشیمن

 

بَرف اِنْداز: قسمت بیرونی دیوار منزل که برف های پشت بام را انجا می ریزند.

 

دَریچَه: پنجره ی کوچکی در خانه های نشیمن یا آغل دام ها

 

کَعْدو: انبار کاه

 

پِشَعْبَه: محل کوچکی در دیوار خانه برای انبار کردن گندم و...

 

مَدْبَخْ: مطبخ ( محل تنور که درآنجا نان می پزند)

 

تَخْ بو: پشت بامی که به صورت مسطح می باشد.

 

کَنْدیک: خمره های بزرگی که از گل ساخته می شوند و در آن ها گندم ،جو و سایر محصولات را انبار می کنند.

 

مُسْتَراب: مستراح( دستشویی)

 

کُرسی: یک وسیله ی کوچک با چهار دهانه از جنس چوب ، که در زمستان بوسیله ی ذغال یا برق گرم می شود .

 

رَف: محلی هموار و مرتفع برای گذاشتن برخی وسایل در دیوار خانه

 

پَی بو: پشت دیوار منزل

 

تَ سِرا: وسط حیاط منزل

 

کُنْجِ خونه: گوشه ی خانه

 

دَرْطاق: محلی در دیوار خانه  شبیه کمد دیواری ،برای گذاشتن رختخواب ها

 

 معرفی چند منطقه در خارج از روستا :

این مناطق شامل کوه و تپه و دره و .... هستند، که به صورت زمین آبی و دیم یا مرتع مورد استفاده ی اهالی بوده و یا اکنون هستند.

 

تَگْ ها:

تَگِ لیچی- تَگ آغالِ باقی- تَگ سَوز- تَگْ سَوزکویی – تَگْ مزارِ بلوچ- تَگْ چِت- تَگْ

 

اِسْپَورگ- تگ چاه- تگ رَزْگَه –تگ خدیجه- تگ صَفَر- تگ رَا آسی- تگ شیار- تگ جَهل-

 

تگ سِلْطَعْ لی-تگ بَریک – تگ خیمه دل آبادی- تگ شَمْشِیری- تگ کَلَّه ی خَر-

 

تگ پَلِزی- تگ کَلْ کَلی- تَگ آغال مِیْبَلی- تگ سَنْگَو- تگ دَرْزِیو- تگ گَنْجینه-

 

 تگ پایْ گُدار کَلْغَری- تگ کَلْغَری- تگ گَزِنْجوک- تگ نَخودی- شاه تَگ

 

مناطق دیگر:

تنگل پِشْکوه- پَ بَغَل –سَرْتَخت- آغال گَنْدو- پَی گُدارْ مُروچ- پِشْ غالِ مرغ- کَفتَرو- چِنْگِ

 

تِزْ- قلة ی اَلْدِنْگی- قله ی بَدی- آغال قُباد- قله ی نقشه پُشْتَه- کوه سِلْطَع سَه-

 

کَمَرْ رِبِ ده- کوه غُلابِر خونه- پِیزَیِ اَوشَرْ- کوه اِسْپَورْگ- سَرْ گُدار- کَع َظَه- پَیْ لی-

 

 نِسّْوی بَند- سی لَخی- سَرْ پَلْ گینوگ-  کوه گینوگ- پای گُدارْ گینوگ- پَیین تَگ

 

گینوک- حُسین آباد- بَع لای شورَوک- پَی چِرِخْ- زِرْ خَرْمَنو- باغِ مَهوَش- نِچِه َِری- پیزَیِ

 

قَبْرِسْتو-پیزَیِ سَرْپَلْ- پَیْ سِرایِ عید محمد- کُنجِ باغِ نیم کوش- سَر پَلْ نیم کوش-

 

طورمونِ تَه-گُدارِ طورمو- پی زَیِ کوه-پُشْتِ اَویِ ماهوسک بَلا- بَغچَه – پِیلَو- پَیْ پیلَو-

 

گُدارِ نَقَنْجی- گُدارِ چَشمه- پی زَیِ سُرخ- تَنگَل ماهوسک بالا

 

منتظر نظرات اصلاحی شما و ارسال سایر واژه ها هستم.

 

 

معرفی اعضای شورای اسلامی روستای ماهوسک

سومین دوره انتخابات شورای اسلامی در اسفند ماه ۱۳۸۵ برگزار شد و افراد زیر برای مدت ۴ سال با ر‌ای مردم انتخاب شدند:

۱- مراد خورشیدی

۲- حسن حیران

۳- محمد انواری

برای اعضای شورای اسلامی روستای ماهوسک و سایر شورا های اسلامی روستایی در جهت خدمت به مردم زحمتکش روستا آرزوی توفیق دارم.

باروري ابر فن‌آوري جديد

باروري ابر فن‌آوري جديد

مقدمه

تحت اختيار درآوردن پديده‌هاي جوي و تغييرات آن (از rبيل ايجاد باران مصنوعي در سالهاي كم باراني و خشكسالي و جلوگيري از تگرگهاي مضرومه و تقليل شدت طوفانها) از ديرباز آمال و آرزوي انسان بوده است.

بدين ترتبيب كه در نيم قرن گذشته تكنولوژي باروري ابر دريچه‌هاي اميدي بر روي آمال و آرزوهاي او گشوده است. پژوهش‌هاي اوليه براي تحريك ابر و ايجاد باران در آلمان توسط Wegener، در اتحاد جماهير شوروي سابق به وسيله Vikevitch و در هلند توسط Vera art صورت گرفته است. توليد باران  مصنوعي كم‌كم مورد توجه ساير كشورها قرار گرفت و در سال 1933، T.Bergeron وجود بلورهاي يخ و قطرات كوچك بسيار سرد را يكي از عوامل اصلي باران تشخيص داد و پژوهشهاي زيادي متعاقب آن انجام گرفت. از اين رو بارور نمودن ابرها و توليد باران مصنوعي در بسياري از كشورهاي جهان مورد آزمايش قرار گرفت و تكنولوژي مذكور به عنوان يكي از راههاي استحصال آب در بسياري از كشورها، حاصه آناني كه بحران آب در پيش‌ روي دارند؛ مطرح گرديد و هر ساله در فصول مناسب طبق برنامه‌اي منظم، اقدام به اجراي عمليات باروري مي‌نمايند و در پايان دوره كاري، با استفاده از روشهاي آماري و رياضي، عمليات را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند و راندمان افزايش بارش را محاسبه مي‌كنند. به علاوه پژوهش‌هاي بيشتر پيرامون سيستم‌هاي جوي؛ فيزيك ابرها؛ رفتار ابر؛ اهميت اقتصادي و اجتماعي تحريك مصنوعي ابرها و ايجاد باران؛ مواد شيميايي مختلف مورد استفاده براي تزريق در ابرها؛ روشهاي اجراي كار و شناخت موقعيت و شرايط جوي مناسب اجراي عمليات باروري ابر و افزايش راندمان عمليات نيز در راستاي اهداف مطالعات مذكور مي‌باشد.

تاريخچه باروري ابر

عمل تلقيح ابر تحريك خفيفي است كه با همكاري و مشاركت مكانيسم طبيعي ابر؛ موجب افزايش ريزشهاي جوي مي‌شود. در نتيجه تلقيح ابرهاي فوق سرد مايع با يخ خشك و يا يدور نقره ماهيت ابر تغيير مي‌كند و به ابر يخي تبديل مي‌شود كه عمل مذكور به شرايط جوي بستگي دارد.

باروري ابر يا تهيه باران مصنوعي تكنولوژي جديدي است كه از عمر آن بيش از چند دهه نمي‌گذرد. مطالعات مربوط به تحريك ابرها و ايجاد باران مصنوعي در دهه اول قرن حاضر شروع شده و كم‌كم مورد توجه ساير كشورها قرار گرفته است در سال 1933 T.Bergeron مشخص كرد كه وجود بلورهاي يخ و قطرات كوچك بسيار سرد آب، يكي از عوامل اصلي تشكيل باران است. بدين منظور آقاي Findeisen در آلمان در ابرهاي بسيار سرد پودر يخ پاشيد و ملاحظه كرد ابرها به باران و برف مصنوعي تبديل مي‌شوند. در سال 1946 Schaerer متوجه اين نكته شد كه اكسيد دو كربن جامد در درجه حرارت -70 درجه سانتگراد يخ خشك، در ابرهاي با قطرات كوچك آب فوق سرد، باعث ايجاد بلورهاي يخ به مقدار زياد مي‌شود.

پس از مدتي دانشمندي به نام Vonnegut متوجه شد كه ذرات يدور سرب نيز مي‌تواند در ابرها عمل تحريك مصنوعي نظير عمل يخ خشك را انجام دهد ولي همه اينها عموماً به نتيجه مثبتي نرسيدند. سپس Longmuir از اكتشافات شفر و عده زيادي از دانشمندان و مؤسسات جهت مهار كردن رطوبت هوا استفاده كرد و بدين ترتيب متداول كردن همه جانبه و اهميت اقتصادي – اجتماعي تحريك مصنوعي ابرها و ايجاد بارش جزء اولين دستورالعمل‌هاي فني سازمان جهاني هواشناسي WMO قرار گرفت.

فن‌آوري و فرآيند باروري ابر

جهت تشكيل پديده بارش ميزان دماي بخار آب موجود در ابر بايد از 12- تا 16- درجه سانتيگراد تجاوز كند و شكل كار بدينگونه است كه در قسمت پايين ابر كه گرمترين و مرطوبترين قسمت ابر است موادي داخل كنيم تا عمل تراكم به ميزان زياد و سريعتر انجام شود. بدين منظور بايد يا:

-   از ذراتي كه درجه حرارت ابر را پايين‌تر از 25- درجه مي‌آورند استفاده كنيم همانند آغشته كردن ابرها با گاز كربنيك جامد كه داراي دماي 78- درجه است.

-   اينكه موادي را وارد ابر كنيم كه بتواند در درجه حرارت پايين‌تر از 12- درجه سانتيگراد تشكيل هسته دهد كه در اين مورد بعضي از هسته‌هاي طبيعي مي‌توانند مؤثر واقع شوند.

در بين مواد مورد استفاده مؤثرترين آنها يدور نقره است كه يكي از انواع آن به شكل يخ مي‌باشد و از دماي 4- درجه به بد خاصيت تشكيل هسته‌بندي دارد. تراكم هسته يخ جهت تشكيل باران به درجه حرارت و سرعت بالا رفتن ابر بستگي دارد و در واقع زمان بارش ابر بستگي به تعداد هسته‌اي بلوريخ موجود در آن و درجه حرارت ابر و درجه حرارت محيط هسته‌بندي بستگي دارد. بدين معني كه درجه حرارت هواي ابر به ارتفاعي كه ابر بالا آمده است و مدت زماني كه ابر در ارتفاع ميني شروع به ريزيش مي‌كند؛ بستگي دارد. البته ارتفاع مذكور نيز به تعداد و طيف هسته‌هاي موجود مربوط است. براي عمل تلقيح ابر واضح است كه ابرهايي واجد شرايط فيزيكي يعني داراي عوامل اصلي جهت آب و يخ تواماً موجود مي‌باشند.

در اتمسفر ابرها توسط تراكم بخار آب روي ذرات ساير مواد متعلق در هوا ايجاد مي‌شوند. از اينرو موادي كه جهت بذرافشاني در ابرها مورد استفاده قرار مي‌گيرند بسيار مهم است. به علاوه روشي كه بتوان مواد مذكور را به ابرها انتقال داده نيز اهميت داد. پديده‌هاي ميكروفيزيكي و ديناميكي و حركات عمودي ابر در باروري ابر مهم هستند. براي ايجاد بارش بايد حالت ديناميكي، ماهيت پديده بارندگي را با دخالت عواملي، وضع ميكروفيزيكي آن را تغيير داد. اگر پديده‌هاي ديناميكي طوري باشند كه از بالا رفتن ميزان جريانات جوي جلوگيري كنند در اين صورت مقدار بيشتري آب متراكم خواهد شد و يا اگر پديده‌هاي ميكروفيزيكي پديده‌ها در بعضي شرايط ممكن است تغييرات وسيعي در پديده‌هاي ديناميكي به وجود آورد.

بذز افشاني ابرها از جمله آنهاست كه با اضافه نمودن قطرات آب درشت‌تر و با دخالت دادن موادي كه خاصيت سطح قطره را تغيير مي‌دهد با توجه به تجربيات بدست آمده معمولاً با تغيير اندازه و طبيعت هسته همراه است. يدور نقره؛ و هسته‌هاي نمك را جهت باروري ابر مورد استفاده قرار مي‌دهند كه معمولاً از وسايل و طرق زير استفاده مي‌شود:

           هواپيما       بالن و موشك     ژنراتورهاي زميني

كه البته هر يك داراي معايب و مزايايي هستند. هواپيما داراي مزيت امكان حمل مواد مورد استفاده و پاشيدن آن دقيقاً در محل انتخاب شده مي‌باشد ولي چون فقط زمان بسيار كوتاهي در محل مورد نظر قرار مي‌گيرد و به سرعت از آن دور مي‌شود براي اجراي يكسري عمليات كه داراي بازده اقتصادي قابل توجه باشد؛ بسيار گران تمام مي‌شود. ضمناً براي انجام عمليات، چندين هواپيما بايد شب و روز در پرواز باشند كه علاوه بر خطرات ناشي از ابرهاي رعد و برق‌دار؛ خطر پرواز بر نواحي كوهستاني به (ويژه در زمان عدم امكان ديد) نيز وجود دارد و ديگر اينكه با هواپيما فقط مي‌توان يخ خشك را به عنوان عامل هسته‌بندي به ابر رساند. بدين ترتيب استفاده از هواپيما فقط در موارد آزمايشي مقرون به صرف خواهد بود.

با توجه به موارد گفته شده و شعاع عملكرد و ظرفيت كم بالن‌ها و موشكها؛ ظاهراً ژنراتورها نسبت به سايرين برتري دارند گر چه داراي محدويت‌هايي نيز مي‌باشند بدين صورت كه براي رساندن هسته‌هاي رها شده از ژنراتورها (يدور نقره) به داخل ابر؛ بايد جريانات صعودي طبيعي از پايين به بالا در ابرها وجود داشته باشد. بدين ترتيب زمان و جهت خروج يدور نقره از ژنراتورها بايد به طور دقيق پيش‌بيني شود. با كمك جريانهاي عمودي كه هميشه به موازات نمو و توسعه ابرهاي بزرگ هستند همانند (ابرهاي كومولوس) هسته‌هاي اكتيو يدور نقره را بايد در مناسبترين مكانها قرار داد.

مطمئن‌ترين و با صرفه‌ترين راه براي بدست آوردن حداكثر نتيجه از اقدامات توليد ريزش جوي؛ تأسيس اداره مركزي عمليات است كه دائماً بايد از تحولات هواشناسي مطلع باشند و در زمان مناسب عمل تلقيح را انجام دهند. در اجراي عمليات باروري جهت رسيدن به نتايج قانع كننده قطعي كه لازمه آن اجراي كامل عمليات طي يك دوره زماني مناسب مي‌باشد بايد از سه موضوع مهم زير كمك گرفت:

---متخصصين مجرب      ---اعتبارات مالي مورد نياز    --- مدت زمان كافي

 

فوايد باروري ابر

از عمليات باوري ابر علاوه بر افزايش بارش مي‌توان در زمينه‌هاي ديگري از آن بهره جست كه به طور مختصر در ادامه مي‌آيد. توسط بذرپاشي ابر با هسته يخ مي‌توان قبل از اينكه ابر به تگرگ تبديل شود آن را به آب تغيير شكل داد و تا حدي از اين طريق زيان حاصله از تگرگ را از بين برد.

بذرپاشي ابرها براي كاهش ظهور برق كه باعث آتش‌زدن جنگلها مي‌شود نيز مناسب است. در اين حالت با تبديل سريع ابرهاي رعد و برق‌دار به ابرهايي با بلورهاي يخ، برق را كاهش مي‌دهند و اين عمل به علت مكانيسم بار آنها و يا به سبب رشد كامل ابرهاي كومولونيمبوس محدود مي‌شود. از عمليات باروري ابر مي‌توان براي ايجاد برف در سرشاخه‌هاي حوضه‌هاي آبريز و برطرف نمودن مه استفاده نمود. به علاوه تجديد حيات منابع طبيعي اعم از مراتع و بوته‌زارها و جنگلها امكان‌پذير خواهد شد و مهمترين مزيت آن علاوه بر تغذيه مصنوعي آبها زيرزميني از طريق سدها و بندها اين است كه يكي از جديدترين روشهاي استحصال آب مي‌باشد.

منبع: پایگاه داده های علوم زمین

GPSچیست ؟

 

GPSچیست ؟

سیستم موقعیت یاب جهانی (Global Positioning Systems)، یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است. این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد. خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آورندگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.

GPS چگونه کار می کند؟

ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز ، معین می کند . گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی – ارتفاع-  نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت(قطب نما)، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطلاعات مفید دیگر، می نماید.

چه کسانی به GPS نیاز دارند ؟

بسته به نوع مصرف و بودجه می توانید از طیف وسیع گیرنده های GPS بهره ببرید. امروزه بهای گیرنده های GPS بطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است و هم اکنون در کشور ما با بهایی معادل یک عدد گوشی متوسط موبایل نیز می توان گیرنده GPS تهیه کرد. در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه بهره گیری می شودهر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از GPS مسیر نزدیکترین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکان یابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم موقعیت یابی جهانی می توان در کارهایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، برف نوردی ، صحرانوردی ،  شکار،  کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، اتومبیلرانی ، کشتیرانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و  زمین لرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد .
از مهمترین قابلیتهای این دستگاه ثبت دقیق مسیر پیموده شده، نمایشگر ارتفاع، ثبت سرعت لحظه ای و سرعت متوسط، محاسبه مساحت، قطبنمای الکتریکی و ... می باشد. هر کس که بخواهد بداند کجاست و به کجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آنها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

 

قنات اختراع ایرانیان

قنات (کاریز)اختراع ایرانیان

سابقه حفر قنات سابقه ای بیش از 2500 سال در ایران دارد که قدیمی ترین اقوام ایرانی در تهیه آب از روزگار باستان از این طریق استفاده می کردند وایرانیان را مبتکر آن می دانند. 

جهت احداث قنات در در پای کوهها ویا در دامنه های باشیب مناسب چاهی به قطر یک الی دو متر وعمق بیش از 150 متر به نام مادر چاه حفر می کردند (عمق مادر چاه  یکی ازقناتها دردر گناباد حدود 350 متر است)سپس در مسیری که به سوی کشتزارها یا روستای مورد نظر ختم   می شد. چاههای متوالی در امتداد هم با فاصله های تقریبا مساوی توسط کارشناسان متخصص مسائل قنات که مقنی نامیده می شدندحفر می گردید.خاک این چاههارا در گرداگرد ودهانه چاه می ریختند وشکل مخروطی ایجاد می شد که بی شباهت به دهانه های قلل آتشفشانی نبود تاآب باران به درون چاه نریزد عمق چاهها از مادر چاه تا مظهر قنات به تناسب شیب زمین کم شده تا جایی که در مظهر قنات این ارتفاع به صفر می رسید ..   

 این چاهها از زیر زمین به یکدیگر متصل وآب در این مجرا (کانال قنات)از مادر چاه جریان می یافت .

حفر این چاهها جهت تسهیلاتی برای مقنیان به هنگام لایروبی قنوات بود .                      

تشخیص احداث محل مادر چاه وحفر آن با توجه به امکانات محدود ووسایل سنتی آن زمان وعدم وجود اکسیژن ونور  کافی در اعماق زیاد انسان امروزی را به تفکر وامی دارد که عقل ودرایت و ابتکار ایرانی باهوش چگونه توانسته است براین مشکلات فائق آیدو نیاز خود را برطرف نماید.

 

- روش تعیین مادر چاه :

تعیین دقیق محل حفر مادر چاه یکی از حساس ترین مراحل حفر قنات بود چرا که اولین اشتباه باعث به هدر رفتن وقت سرمایه با توجه به امکانات اولیه آن زمان بود. روش کار به این صورت بود  که شخصی

 با تجربه و خبره محل را از نظر وضع پوشش گیاهی و مراتع برسی و محلی که در آن بوته  خار فراوان تر بود را   محل حفر مادر چاه را تعیین می کرد.

لازم به ذکر است بوته خار با توجه به ریشه عمیق آن بهترین وسیله بود.

   

 2- روش حفر چاه :

 برای اینکه ارتفاع زیاد باعث ایجاد مشکلی ازقبیل  کندن طناب چاه نشود روش کار به این صورت بود که چاه در عمق  مثلا20یا30 متردر یک بدنه بیشتر خاکبرداری می شد و اطاقکی با ارتفاع حدود 5/1 متر   را ایجاد می کرد ند وبه آن مرد خانه  می گفتند و چرخ چاه در آن قرار می گرفت. کمک مقنی   دوم خاک را با لا  می کشید  و زمانی  که سطل خاک به ایستگاه می رسید آن را به قلاب طناب ایستگاه بالایی وصل می کرد و کمک مقنی  بعدی آنرا بالامی کشید تا خاک به سطح زمین می رسید.

 

 3- روش وصل مادر چاه به چاه بعدی:

 در زیر زمین  پس از اینکه مادر چاه به آب رسید  و کار حفاری در داخل آب به اتمام می رسید وصل مادر چاه به چاه بعد در زیر زمین بود . روش کار به این صورت بود که در قسمت کف چاه اول و دوم چراغی روشن قرار می گرفت و دو مقنی از کف دو چاه با توجه به چراغ روشن پشت سرشان در جهت یکدیگر حفاری می کردند و هر چند مدتی چراغ پشت سر شان را بعنوان  نقطه شروع در نظز گرفته تا از مسیر منحرف  نشود.چراغ راهنمای مسیر راست شیب لازم برای مقنی  بود.

 

 4- روش لوله گذاری :

مسیر حفر شده برای اینکه چاه ریزش نکند لوله های بیضی  شکل از جنس سفال را در مسیر

 قرار می دادند و جهت جلوگیری از نفوذ آب باران به داخل چاه و عدم ریزش    آن درب چاه را بسته و خاکهایی که از حفر چاه بیرون می آید در اطراف آن بصورت مدور می ریختند که بی شباهت به قله کوچک آتشفشانی نبود.

 

 5-مسئله روشنایی و تامین اکسیژن برای مقنی :

 برای اینکار از چراغهای مخصوصی که دارای دو مخزن بود استفاده می شد .

در مخزن بالایی آب ودر مخزن دوم سنگ کارپیت قرار می دادند وپیچ تنظیم آب را

بسته وکمی باز می کردند وآب قطره قطره بر روی کارپیت می ریخت وسپس گاز

متصاعد شده از مجرای وسط بالا می آمد وروشن می شد .

لازم به ذکر است که خاصیت کارپیت اینست که اکسیژن لازم برای مقنی را فراهم

 می کرد وگاز کربنیک مصرفی خود را از بازدم مقنی می گرفت .

 

6- پایاب :

 مظهر قنات ( قسمت خروجی آب اززمین ) معمولا در پایین شهر یاروستا قرار داشت

کانال زیرزمینی قنات در قسمتی از مسیر خود از شهر یاروستا می گذشت ودر محلهایی

سراشیبی هایی پلکانی درست می کردند که به محل آب برسند ودر اتاقکی که  حدود 3*4

 متر ایجاد می کردند جهت برداشتن آب یا شستشو استفاده می کردند  

 

 

بالا رفتن آب دریاها و تهدید جان یک میلیارد انسان

بالا رفتن آب دریاها و تهدید جان یک میلیارد انسان

تحقیقات نشان می‌دهد بیش از یك میلیارد نفر از جمعیت جهان در مناطق پست زندگی می‌كنند كه افزایش ناگهانی سطح آب دریاها می‌تواند همانند سونامی سه سال پیش در آسیا فاجعه بیافریند.

به گزارش پایگاه اینترنتی رویترز، دانشمندان روش‌های جدید نقشه‌برداری ابداع كرده‌اند كه وسعت سرزمین‌ها و شمار انسانهایی را كه در اثر بالا آمدن سریع سطح آب دریاها به دنبال توفان یا زلزله، متحمل آسیب خواهند شد مشخص می‌كند.

"یی. لین یوزری" سرپرست این تحقیق می‌گوید یك چهارم جمعیت جهان در مناطقی در ارتفاعی كمتر از ‪ ۳۰متر بالاتر از سطح دریا زندگی می‌كنند.

در فاجعه سونامی سه سال پیش كه در نتیجه آن روستاهای حاشیه اقیانوس هند ویران شد و ‪ ۲۳۰هزار كشته برجا ماند نیز سطح آب دریا همین میزان بالا آمد.

یوزری در اجلاس انجمن جغرافی دانان آمریكا گفت این بررسی نوع سرزمین‌هایی را كه در معرض خطر چنین بلایایی هستند مشخص می‌كند.

این محققان دریافتند بالا آمدن سطح آب دریاها به میزان ‪ ۳۰متر، ‪۹/۵ میلیون كیلومتر مربع زمین را در سراسر جهان زیر آب می‌برد.

بالا آمدن آب دریاها به میزان ‪ ۴/۸متر، بر زندگی ‪ ۶۶۹میلیون انسان تاثیر می‌گذارد و ‪ ۵میلیون كیلومتر مربع زمین نابود می‌شود.

سطح آب دریاها در حال حاضر یك تا ‪ ۲میلیمتر در سال افزایش می‌یابد كه این امر امكان بروز فاجعه ناگهانی را غیرمحتمل می‌سازد.

ده هزار سال قبل به دنبال متلاشی شدن صفحه‌های یخ قاره‌ای، سطح آب دریاها طی ‪ ۵۰۰سال ، كه دوره نسبتا كوتاهی است، ‪ ۲۰متر بالا آمد.

با نگاهی به اطلاعات تاریخی درمی‌یابیم این اتفاق می‌تواند در دوره كوتاهی نیز رخ دهد.

روش جدید نقشه برداری اطلاعاتی فراهم می‌كند كه پیشتر قابل دسترس نبود و ابزار بهتری برای آمادگی در برابر بلایای بالقوه در اختیار سیاست‌گذاران قرار می‌دهد. پژوهشگران می‌توانند با بهره‌گیری از رایانه میزان نابودی زمین‌ها در اثر افزایش مقادیر گوناگون سطح آب دریا محاسبه كنند و محلهای آسیب‌پذیر را شناسایی نمایند.

این محققان نرم افزار نقشه‌برداری خود را تهیه كردند و اطلاعات سازمان زمین شناسی آمریكا در مورد جمعیت، پستی و بلندی و انواع مختلف را در آن وارد كردند.

همین كار توسط كشورهای مختلف قابل انجام است تا طرحهای احتمالی خود را به اجرا درآورند. به گفته یوزری این نوع اطلاعات تاكنون دردسترس نبوده است.

فاجعه سونامی در سال ‪ ۲۰۰۴و توفان كاترینا در سال ‪ ۲۰۰۵كه تاثیر ویرانگر بالا آمدن ناگهانی سطح آب دریاها بر ساكنان مناطق ساحلی را نشان دادو، انگیزه اجرای این طرح اعلام شده است.

هرچند بسیاری از مردم مانند هلندی‌ها یا مردمان سرزمین‌های پست آسیا از خطر سیلاب آگاهند، اما بسیاری میزان خطر را نمی‌دانند.

براساس پیش بینی‌ها بالا آمدن سطح آب دریا در فلوریدا به میزان ‪۳۰ متر بخش اعظم این ناحیه را زیر آب فرومی برد.

فرض کنید دو گاو دارید

فرض کنید دو گاو دارید
سوسیالیسم:دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.
کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.
فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.
کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.
نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.
آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.
سادیسم:دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.
آپارتاید:دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.
دولت مرفه:دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.
بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.
ایده آلیسمدو گاو دارید.: ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.
رئالیسم:دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.
متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است گاو ماده را بدوشید.
فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.
پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.
لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.
دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.
سکولاریسم: دوگاو دارید پس نیازی به خدا نیست.
ایمان به خدا: دو گاو دارید.: به خوراک و جا و نیاز هایشان می رسید........ شیرشان را هم می دوشید..............آب قاطی اش نمی کنید...................... هم خودتان مصرف می کنید ...... هم مراعات همسایه ها را می کنید.