ضرب المثل های بیرجندی

به  جوُ  رسیده یه  که  به نُو رسیده یه

معنی: یعنی اینکه به جون رسیده که به نون رسیده اشاره به اینکه درامدی دست یافته تا خوب و بهتر از این زندگی کند .

بچه چغوک مَدّ رِ خور جیک جیک یاد مِده .

معنی: بچه گنجشک مادر ش رو جیک جیک یاد می دهد . این مثل وقتی گفته می شود که پسر یا دختری میخواد پدر یا مادرش را نصیحت کند .

اَگَر عَروسي نِكردِم وَر پُشت بونِ عَروسي بِرفتِم

معني: اگر خودم فلان كار را انجام نداده ام ولي خيلي هم بي اطلاع نيستم

اَنگُشت تو حَلق مُو نِمتوني كُني

معني: مرا نمي تواني گول بزني

ضرب المثل

او جايي نِمِشينه كه اُو بِه زِري وا شو.

تحت اللفظي: اوجايي نمي نشيند كه آب به زيرش وا شود.

معنی: كنايه از اينكه آدم ساده لوحي نيست

اُو دِ خونِه گَنديدِيه

تحت اللفظي: آب در خانه گنديده است.

معنی: كنايه از اينكه تا كسي سفر نكند ارزش پيدا نميكند.آدمي وقتي در وطن است ارزش ندارد.

اورِ بي چِشم كَردَن بي چِشم كَردَن

معنی: كنايه از نظر زدن است

او فِلُونيه ، نَه دول (دلو) اَسيا

معنی: كنايه از اينكه او خيلي مرد بزرگي است چيز بي اهميتي مثل دلو آسيا نيست.

با بَبا بَزي با ريش بَبا هم بَزي

تحت اللفظي: با بابا بازي با ريش بابا هم بازي

معنی: اين مثل در موردي گفته مي شود كه كسي بخواهد با مقدسات دين يا شخص بزرگي شوخي كند.

بَخت خُورِ عوض كُنُُم طَلِه ي خُور چِكُنُم.

تحت االفظي ومعني: بخت خود را عوض كنم طالع نحس خود را چه كنم؟(من بخت واقبال وطالع ندارم)

بنده ي خدا در اَمون خدا

كنايه از خداحافظي بعد از ختم معامله يا دعوا يا مرافعه ديگري. واين كه هركس اختيار خود را دارد.

به جُو رسيده يِه كه به نو رسيده يِه

تحت اللفظي:به جان رسيده كه به نان رسيده

اين مثل در موردي گفته مي شود كه شخصي به مراد ومطلبي رسيده وديگر احوالي از كسي نمي پرسد وديگران را فراموش ميكند.

بهشتِه به سرزَنِشه نِميَرزه

تحت اللفظي: بهشتي به سرزنشي نمي ارزد.

معنی: در برابر سرزنش اگر بهشتي باشد ارزش ندارد.

 

منبع: وبلاگ بیرجند شهر فرهنگ



تاريخ : جمعه ۲۰ دی۱۳۸۷ | 23:46 | نویسنده : محمد تقي خورشيدي |